پنجره سبز

هیچکدام از نوشته های این وبلاگ سرگذشت من نیست و مخاطب خاص ندارد به جز مواردی که مستقیما نام برده باشم

دخترک معصوم
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱
 

دخترک حسی قریب داشت

سخت اما لذت بخش

دست نوازش پدر را دیده بود بر ران مادر

دخترک میباید خواب بود آن موقع

در عقب صندلی جلو

او بسیار بسیار نیازمند بود

نوازش دستی سخت تر از دست مادر را

او پناهی نداشت جز

دیجیتال سکس dvd و موبایل

چه خرده میگیرید از او و چه ایراد

که او از پاکترین دختران سرزمین من است (m.j)


 
 
فقط همین
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٩
 

شبست و شب اما بیدار نیستم

ای کاش تو بودی گرچه هرگز نیستی

چه خوب بود اگر من هم نبودم  مثل تو

آنوقت هر دو با هم بودیم

چه خوب بود اگر تو بودی

آنوقت  تو جای من بودی و من جای تو

 نمیدانم چرا امشب سراغ غمی را گرفته ام که ندارم

شاید امشب باید عاشق میبودم.(m.j) 

امشب دلم گرفته بود فقط همین


 
 
عامه فریبی (2)
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٢
 

عامه فریبی(دماگوژیسم ) در تاریخ ما ریشه ای بسیار عمیق دارد، از جریانات صفویه و ماجرای حلالیت قند در چای گرفته تا افتضاحات بین المللی.

چند روز پیش گزارشی در روزنامه اعتماد خواندم در مورد کشور سوئد جالب بود که مردم این کشور اینقدر به دولت خودشون اطمینان دارند که 98% مالیات را داوطلبانه پرداخت میکنند و این نتیجه درست کرداری و راست گفتاری سیاسیون این کشور است  که باعث رفتار متقابل در جامعه گشته است.

آیادر ایران عزیز و اصیل ما هم همینطوره؟ آیا این مردم با فرهنگ چند هزار ساله به هم دروغ نمیگویند؟

ما برای هیچی هم دروغ میگوییم به عنوان مثال اگر بخواهیم از یک فروشگاه خرید کنیم باید تخفیف بگیریم زیرا اطمینان داریم که فروشنده قیمتی بالاتر از قیمت واقعی را از ما طلب خواهد کرد و فروشنده قیمتی بالاتر از قیمت واقعی را پیشنهاد میدهد؛ زیرا ایمان دارد که مشتری هیچ اطمینانی به او ندارد. حال تقصیر کیست مشتری یا فروشنده؟

تقصیر هیچکدام؛ زیرا این سوء تفاهمی است که بین ما مردم پیش آورده اند.

آیا واقعاً مردم لبنان و فلسطین و عراق و... دولتهای ونزولا و کومور و... از جوانان خوب و فهیم ما که برای ماهی 300.000تومان (که هزینه حداکثر 10روز زندگیست) از صبح تا شب زیر بار 1000 حرف زور کار میکنند اونهم بی هیچ امید به آینده، محتاج ترند؟

آیا ما واقعاً اطمینان داریم که درآمد نفت و مالیات، صرف امور جاری کشور میشود؟

آیا دولت اطمینان دارد که مردم میفهمند و درک درستی از دنیا دارند؟

ادامه دارد... .

(m.j)  

     


 
 
میلاد دوباره
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۱
 

...و باز هم ٢٩ بار دیگر سلام

سلام ای مرد مرده  زخم خورده

سلام ای شاه خفته سر خورده

و شاید زنده هستی سر سپرده

یا شاید مرده باشی یاد برده

سلام ای نام نامی حرف باقی

سلام ای نام بی ربط اسم ساقی          


 
 
عامه فریبی
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۱
 

دماگوژی( demagogie)چیست و آیا در کشور ما وجود داره؟


 
 
سبز رو یان
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۱
 

همیشه سبز رویتان

همیشه سبز ذهنتان

همیشه سبز جانتان

همیشه سبز یارتان

همیشه سبز نامتان

همیشه سبز راهتان


 
 
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧
 

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین


To
fall in love
عاشق شدن

 

To laugh until it hurts your stomach.

آنقدر بخندی که دلت درد بگیره


To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

 

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی


To leave the Shower and find that the towel is warm

از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

 


To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.

کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !

 

 

 

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی

 

To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

 

To make new friends.

دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies!
In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy.

کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


To laugh .......laugh. ........and laugh ...... remembering stupid
things done with stupid friends.

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ........ باز هم بخندی


These are the best moments of life....

اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد

************ ****
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل

برای خندیدن به اون نشون بده.
(چارلی چاپلین (