پنجره سبز

هیچکدام از نوشته های این وبلاگ سرگذشت من نیست و مخاطب خاص ندارد به جز مواردی که مستقیما نام برده باشم

عارفانه 5
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱
 

دوست دارم بگریم

و گریه کنم در گرداگرد این تنگترین دایره

و بخندم در گریه تو

اما تلخ،

کمی بیشتر از عاشقانه.

ناخنت را به من بده تا بلاکم آنرا

به رنگ آسمان.

و بده به من لب

تا  لبت را بروژم به رنگ کبودی فشار لبم.

چشمانت را به من بسپار

تا بلنزم سپیدی چشمت را،

به سرخی شبگریه هایم.

سینه ات مال من است،

نه برای شیر فرزندم:

که سپری سازم فولاد شکن.

نامم اما از آن توست 

که هرچه گویی به ز آن تویی

ای عشق نا دیده من


 
 
 
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠
 

زنده ام،

شاید.

(همگی ببخشید)