پنجره سبز

هیچکدام از نوشته های این وبلاگ سرگذشت من نیست و مخاطب خاص ندارد به جز مواردی که مستقیما نام برده باشم

ایمان زخمی
نویسنده : محمدجعفرنژاد - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳۱
 

صدای خش خش جاروب نیمه شب،

رفتگر شاید بردت برون از هزارتوی ماتم ها

شاید این ناله ها  ازدل دیگریست در دل تو،

اینگونه دل ها زنجیر به هم،اینگونه در دیگری.

وقتی درد تو را پدر گریست،

لرزش چشمانش،

آسمان ساکت بود؟

میپیچد مثل جنون، بودن و دیدن،

رفتنی در کار است؟  

ایمان زخمی توشه دلهامان،

چه خوش کارزار است مرد را

با صلابت امواج.

 

                 شعری از:  ابراهیم زنجانی