لبخند

غم انگیز است که انسان مدرن به روی تمام چیزهایی که ممکن است در ماورا فهمش قرار بگیرد سرپوش میگذارد وحتی این نظر را که چیزی میتواند در ورای تصور او وجود داشته باشد, و زندگی در جهان هستی میتواند به هر علت در مفهومی والاتر داشته باشد را مسخره میکند.

 انسان خودش را عقل کل میداند وبالاتر از همه چیزقرار میدهد. به همین علت هم با ترس و وحشت به مشاهده دنیایی نشسته که با چنین تلقی سلطه جویانه ای برای زندگی سگها محیط مناسب تریست.

واسلاوهاول.وسوسه

/ 13 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریای شرقی

سلام دوست خوبم نوشته قابل تفکری بود...سپاس[گل]

سحر

چرا گیر دادیم به ما ورا این جهان هستی؟ ما این جهان هستی رو بفهمیم...ببینیم چی به چیه...به اونجا ها هم به امید خدا شاید رسیدیم

سعید

خواهشن با حس بخونید.1 دقیقه وقت بزارید ببینید دل من چی میگه داش ممد خودمو کشتم تا نوشتم دل به دریا میزنم در قیل و قال زندگی خسته از پژمردنم پشت خیال زندگی در اتاق فکر من، آیینه تابوتم شده در نبردم، در کما، با احتمال زندگی کفشهایم رو به فردا پشت در کز کرده اند بنده ی دیروزم و حل سوال زندگی مثل یک گنجشک زخمی در هوای بیکسی بی رمق نوک میزنم بر سیب کال زندگی در همین بازی گل یا پوچ دل وا مانده ام کیش و ماتم میکند رندان فال زندگی عابری هم در گذر از کوچه ی ما هر زمان باخودش حرفی زند از ابتدای زندگی

عاطفه

خيلي واقعيت اين دنيا خوب بيان شده تو اين متن... واقعيتي كه ازش فرار مي كنيم

مهدیه

سلام چطوری؟ وبت قشنگ بود توهم بیا به من سر بزن نظرم بده منتظرم با تبادل لینکم موافق بودی خبرم کن [گل]

علی

سلام رفیق کلامتو دوست دارم و مهم تراز همه فهم و درکی که از تو شناخت دارم و حس می کنم استادمی. راستی به سعید بگو فوق العاده بود خیلی خیلی حال کردم. بهش سلام برسون

امیر حسین

دایی خوب بود راستی یه سر به من بزن[تماس][گل]

یه کم حرف

دقیقا منظورتون از ورای تصور چه چیزیه؟