حنا دختری در پارلمان: 1

حنا رو همه میشناسید و یادتون میاد که تو مزرعه کار میکرد و درس میخوند اما بعد از اون روزا رو فقط من میدونم کجا رفت وحالا چیکار میکنه :

حنا تو مزرعه دیپلم کار ودانش خاگینه پزی رو گرفت و یکسره تا کاردانی پیش رفت

اما در یک اتفاق ناگوار تمام کس و کارش : جناب حضرت  پاکوتاه رو  از دست داد (البته گمش کرد) 

بعد از اون تا مدت مدیدی حنا دچار یاس غیر فلسفی شد که البته با ظهور زورو تا حد زیادی  فروکش کرد...

/ 7 نظر / 7 بازدید
علی سلیمی

سلام یادش بخیر. تازه حنا با زورو ازدواج موقت کرد که و یه بچه خوشگل به دنیا اوردن به نام کنا که اونم چون حروم زاده بود توی جزیره گم شد. بعداز اون بود که خانواده دکتر ارنست رفتن تو جزیره برای قبول کردن کنا به فرزند خواندگی که ناگهان پدربزرگ نل از ماجرا خبر دار شد و داداش نل رفتش که کنا رو بدزده. به خاطر همین از چوبین خواست که رد کنا رو ازفضا بگیره و برونکای نامرد نذاشت به مقصودشون برسن و وارد جنگل شد و ممول رو اذیت و آزار داد و ممول مجبوراَ به سرندی پی تی پناه برد که ناخدا اسکاچ با دوتاشون ازدواج (ناموفق) کرد و نتیجه این ازدواج پاریکال بود که وسط کارتون مرد. البته ناگفته نمونه که بعد از طلاق این بنده های خدا - بل و سباستیان به دنبال ناخدا اسکاچ کردند تا دهنشو آسفالت کنند که متاسفانه با دخالت بی مورد پدر پسر شجاع مواجه گشت و این ماموریت خاتمه یافت. یادش بخیر

اسماعیل

[قهقهه]....اجب بحث فلسفی شد....دیدگاههای علی سلیمی و محمد ج..[قهقهه] هر دو تون خیلی [گل][گل]

سیاوش

ایول بحث داره به جاهای خوبش میرسه از شب زفاف بگو استاد[بغل]

محسن اصفهانی

سلام ... آقا این خیلی چیز جالبیه ... ادامه اش بده فکر کنم مطلب خوبی ازش دربیاد. فقط مقدمه ات کوتاه بود سعی کن دفعه ی بعد بیشتر برامون بنویسی. دنبالش میکنم ببینم چی میشه. گول این علی و اسی رو هم نخور اینا از استعدادهای نهفته ی تو خبری ندارن [نیشخند]

پنگوئن

سلام خدمت استاد ستار من برادر سیاوش ام می خواستم به علی سلیمی بگم که اون نل بعد از سال های زیاد با نگ رابطه پیدا کرد که ازشون یه حروم زاده به نام هام به دنیا اومد که دنیا رو خراب کرد

اسماعیل

محمد این سینا نیست....سپهر [نگران]