عامه فریبی (2)

عامه فریبی(دماگوژیسم ) در تاریخ ما ریشه ای بسیار عمیق دارد، از جریانات صفویه و ماجرای حلالیت قند در چای گرفته تا افتضاحات بین المللی.

چند روز پیش گزارشی در روزنامه اعتماد خواندم در مورد کشور سوئد جالب بود که مردم این کشور اینقدر به دولت خودشون اطمینان دارند که 98% مالیات را داوطلبانه پرداخت میکنند و این نتیجه درست کرداری و راست گفتاری سیاسیون این کشور است  که باعث رفتار متقابل در جامعه گشته است.

آیادر ایران عزیز و اصیل ما هم همینطوره؟ آیا این مردم با فرهنگ چند هزار ساله به هم دروغ نمیگویند؟

ما برای هیچی هم دروغ میگوییم به عنوان مثال اگر بخواهیم از یک فروشگاه خرید کنیم باید تخفیف بگیریم زیرا اطمینان داریم که فروشنده قیمتی بالاتر از قیمت واقعی را از ما طلب خواهد کرد و فروشنده قیمتی بالاتر از قیمت واقعی را پیشنهاد میدهد؛ زیرا ایمان دارد که مشتری هیچ اطمینانی به او ندارد. حال تقصیر کیست مشتری یا فروشنده؟

تقصیر هیچکدام؛ زیرا این سوء تفاهمی است که بین ما مردم پیش آورده اند.

آیا واقعاً مردم لبنان و فلسطین و عراق و... دولتهای ونزولا و کومور و... از جوانان خوب و فهیم ما که برای ماهی 300.000تومان (که هزینه حداکثر 10روز زندگیست) از صبح تا شب زیر بار 1000 حرف زور کار میکنند اونهم بی هیچ امید به آینده، محتاج ترند؟

آیا ما واقعاً اطمینان داریم که درآمد نفت و مالیات، صرف امور جاری کشور میشود؟

آیا دولت اطمینان دارد که مردم میفهمند و درک درستی از دنیا دارند؟

ادامه دارد... .

(m.j)  

     

/ 8 نظر / 5 بازدید
ایزدیار

سلام در کشور ما اصلاَ چیزی به نام دروغ وجود نداره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اسماعیل

ببین دوست گرامی...بحث بر سر ترجیح دادن رضایت مندی داخلی نسبت به رضایت مندی خارجیست....تا مردم داخل از وضعیت موجود راضی باشند ...خب بالطبع دولت به سیاست خارجی بیشتر بها میدهد...و بلعکس....که البته...این یک....نظریه در شرایط نرمال است.....!!

نسترن

سلام افتتاح وبلاگ تازتون رو تبریک میگم . امیدوارم این پنجره سبز همیشه باز باشه و از قاب اون افقهای زیبای فکر بلندتون رو خوانندگانتون ببینند و استفاده کنند

نسترن

زنده باشی مرسی از کامنتت[دست] خیلی خندیدم[خنده] خداییش کامنت شما از مطلب من بهتر بود[هورا][دست][گل]

علی سلیمی

سلام عزیزم باور کن من حاضرم درآمد نفت صرف امور آینده بشه که حتی من توش زنده نباشم. امور جاری یه افسانه ی از یاد رفته هست ...!

محسن اصفهانی

سلام داداشی، اینو ادامه بده ها... قبلاً هم که حرفشو زدیم... آقا افتخاره واسه ی من که تو بنویسی و من بیام واسه ت ویراستاریش کنم. اینو گفتم که فکر نکنی همین یکیو ویراستاری کردم و رفت!!! ... راستی نگفتی تولدت کی بود؟!!![نیشخند] ... کلی حال داد دادا [ماچ]

علی سلیمی

ای عزیز تو باید صاف و ساده باشی تو دشمنی نداری تو بدخواهی نداری این کار تو (اول باید نظرات را بخونی - بد ثبت کنی) یه جورایی با صدا و سیمای ما وفق داره. که کلی از فیلمو سانسور می کنن یعنی ما اینقدر ضعیف و پست هستیم که نباید مو و یا حتی بازوی یه بازیگر خارجی که الان 200 سالش هست را ببینیم. می دونی یه جورایی بی حرمتی به شخصیت ماست. یعنی به دیگران اطمینان نداشتن. تو که از دیگران خطایی ندیدی - اگر دیدی این کارو انجام بده. اگر این بار بازهم اینجوری (اول اُکی بشه بعد بزاری توی وبلاگ) باشه دیگه برات نظر نمی دم. و قول می دم که دیگه به وبلاگت سر نزنم. امیدوارم این رو برای همه به نمایش بزاری تا اون اشخاصی که توی وبلاگشون این کارو کرده اند هشیار بشن. کسانی که ادعای دمکراسی می کنند ولی متأسفانه فقط برای خودشون. امیدوارم ناراحت نشی. این کارا برای فکر جهان سومه درسته که ما جهان سوم هستیم ولی نباید فکرمون هم تسلیم بشه. دم محسن اصفهانی گرم که سایتش واقعا دمکراسی رو به یاد آدم می اندازه. موفق باشی رفیق. دمه همه بچه های سبز و ... گرم اصلا دمه همتون گرم