عارفانه 2

آ آه

سرم به دوار افتاده

دهانم به خشکزار میماند

هوم

گردنم یا به جلو میرود

نه نه،نه به عقب

سینه ام پر خلط است

در شکمم هیاهوست

کشاله رانهایم

یا رانهای کشاله ام

یا کشاله های رانم

در انقباضی سخت کشنده

       اوف

ای وای و صد آخ واژنم

دارم عشق میزایم

دارم میزایم عشق را چه دردناک

و ای عشق تو

به مانند فرزندی نا خلف

ترکم خواهی کرد

و توبیخ:

زچه رو زاییدی مرا

چون ناتوانی در روزمرگیم

(m.j)

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن اصفهانی

نگاه زیبات و حس قشنگش و زایش عشق عالی بود ... مثل همیشه ولی ژایان بندیت رو یه خرده نیستم. نتیجه ی آخرش رو به نظرم اگه به کوبندگی اصل کار عنوان می کردی لذتش مضاعف!!!! میشد. می خوامت [قلب]

دنیا

درجه عرفانش خیلی بالاست![شوخی]

امیلی

چه توهم برانگیز است این زایش درد.... معنی عشق را شایدتنها شایدبتوان با این کلمات حقیر زاییداماعشق خود میشکفد در قلبها.زایش خوبی هاست.انتهای پاکی هاست.... کاش اندکی به گمان این شب وهم انگیز نطفه ی گلی را در دامان باد پروش میدادم[گل][دلشکسته]

سیاوش

خیلی زیبا بود استاد من که حض کردم آپم

علی سلیمی

نمی دونم. واقعا هنگم در مورد خیلی چیزها. مقصر کیست؟ عشق یه معنای گسترده هست که هر کسی یه جور به تصویر می کشه. نمی دونم رفیق. ولی کلا خرتم.

فروزان

شما حیفی برادر ، یه فکری به حال خودتون بکنین [قهقهه]

ابراهیم

ز چه رو زاییدی مرا چون ناتوانی در روزمرگیم؟ عالی بود . کشاله ران. خوب بود . می دونی خوشم میاد که یه دنیای خیالی نساختی.

سحر

درود...جالب بود...زایشی دردناک و در انتها حسرتی و آهی... زایش عشق... عشق دریایی کرانه ناپدید...