حنا دختری در پارلمان 3

نمیدونم مدتها یا مدتی از این ماجراها گذشت من  که دیگه همه چیز و فراموش کرده بودم یا شایدم فکر میکردم که فراموش کردم

نمیدونم کجای زمان بودم خسته بودم؟ 

دلم خیلی گرفته بود؟ 

شایدم خیلی وقت بود که مرده بودم ؟

نمیدونم به خدا نمیدونم  داشتم تو کوچه ها پرسه میزدم که یهو دیدم مردم منها که نه  جمع شدن  منم محض رضای خدا که نه  واسه فضولی خودم رفتم جلو ببینم چه خبره البته سرو صدا هم میومد

به جون خودم که اصلا هیچی به جون توام که آدم نیستی  به جون خدا دیدم حنا با آ لفرد دارن دعوا که نه بزن بزن میکنن

منم که این صحنه رو دیدم دیگه هیچی نفهمیدم تا اداره پلیس که دیدم به جای یه شاکی ٢تا شاکی دارم: حنا و آلفرد؟

ای خدا چرا من با این دل پاکم بازم شد چوب...

چقدر خنگید همتون اه: بابا من بازم شدم چوب دو سر گهی

آلفرد شاکی بود که تمام بدنش رو کبود کرده بودم

حنا هم به خاطر این که نذاشتم  آلفرد رو بکشه؟

ای ای ای .... 

الباقی خیلی زود (ببخشید جیش دارم)

m.j

/ 9 نظر / 7 بازدید
اسماعیل

ای بابا....چه بدبختی میکشه این حنا از دست تو....هر کاری میخواد بکنه سرو کله تو پیدا میشه.....[چشمک] آلفرد بیچاره هم که خواسته نا خواسته سرنوشتش با این حنا خانوم گره خورده.....ای بابا....عجب دنیای پیچیده ایه....!!!

وفا

سلام . خوبی ؟ خوب اول می رفتی دست به آب بعد داستان طنزت رو تعریف می کردی. حالا کی بیایم قسمت چهار رو بخونیم؟ [اوه]

سحر

درود...این حنا خانوم کیه محمد عزیزم؟ الفرد کیه؟اینها شخصیت های ساختگی هستن؟[زبان]

علی سلیمی

سلام رفیقم. دست ازسر این حنا بردار من خوم یه خوبشو برات پیدا می کنم مثل نمی دونم مثل ممول[خنده]

وفا

هنوز از دست به آب بیرون نیومدی؟ [لبخند]

وفا

سلام. چقدر بدقول هستید . طفلی حنا چی کشیده از دست شما . عزت زیاد [خداحافظ] .

فروزان

شما نخود هر آشین ... [سوال] جسارت نباشه برادر [خجالت]