حنا دختری در پارلمان 2

حنا  بعد از اینکه کاردانیشو گرفت کنکور کارشناسی با گرایش سیاسی شرکت کردو قبول شد اما از فرداش با من سر ناسازگاری گذاشت هی بهونه میگرفت، اگه راستشو بخوای تو کلاسای کارشناسی شاگرد یه پسره بود به نام آلفرد که دانشجوی ارشد علوم سیاسی بود البته یه چندوقتی بود که مشکوک بودم و مدام گوشم زنگ میزد 

هی بهونه میگرفت که نه پول و نه سواد درست حسابی داری منم یه روز همه چیو بیخیال شدم و زادم ریز کاسی کوزی همه رو بیجیال سدم(ببخشید اگه اشتباه تایپی دارم واسه اینه که اون موقع خیلی عصبی بودم و همینجوری یادمه)

آخه زور داره دختره دهاتی و آوردم شهر از صبح تا شب مثل اسب کار کردم و خرجش و دادم آخرم اینجوری جوابمو داد چقدر از خودم زدم و به اون دادم دریغ از یه شب یکشنبه که با بچه ها برم دیسکو با دخملا برقصم یا یه گیلاس ویسکی بخورم بی مرام آخرشم یه ماچ خشک و خالی نداد چه برسه به...

وای خدا چقد مستم الهی الهی... باشه ماهم خدایی داریم من اینهمه دوسش داشتم اصلا واسش میمردم حاضر بودم واسه یه نگاهش جونمو بدم اما اون همین که کالاسکش از پل گذشت ما رو هوتوتو

 آخ حنا حنا چی گیرت اومد از اینکه منو اینجوری خوارم کردی اما من همینجوری ولت نیمیکونم به قول گوته: اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیارو ببینه.... 

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سونیا

[دست[دست]

آذر یکتا

محمد عزیزم راستشو بخوای من... من هم کلاسیه حنام باید یه چیزی بهت بگم ... خیلی سخته... راستش اون آلفرد نبود که مخ حنا رو زد اون همون پدس.. گوته نامرد بود ... تو رو خدا حرص نخور میدونم سخته ولی دیگه چی میشه کرد گوته اس دیگه داداشِ همین گویندای خودمون دیشبم sms داده پنجره ها رو واکن عشق و بیار تو خونه ...واللا چی بگم ننه از این جوونا

آذر یکتا

سلام محمد عزیزم من آذرم امید وارم حالت خوب باشه الان مطالبتو خوندم خیلی فضای صمیمی و دلنشینی داری خیلی خوشم اومد . امید وارم همیشه شاد و آسوده باشی.

مونا

قلم شیوا و زیبایی دارید خوشحال می شم در وبلاگم زیارتتون کنم [گل]

آذر یکتا

امروز یه چرخ مفیدی تو وبلاگت زدم.... به به! به این نتیجه رسیدم که به نظرم تو با یک بنده خدایی نمی خوام اسمشو بیارم! همون دیگه می دونی کیا میگم… زشته!!! گی هستین ها ! ای بابا اینم از ... نگین نفهمیدم... ای بابا پس بگو چرا اینقدر دوست داره... نمی دونم این وسط من چی کاره بودم!!! راستی چون شکست عشقی خوردی همو جور ...!!! می تونی توهم رو مخ همکلاسیه حنا جون کار کنی !!! خدارو چی دیدی شاید این یکی جواب داد...!!!!

سیاوش

سلام استاد من آپم و منتظر تو و دوستان[گل]

علی سلیمی

سلام محمد جان. وقت کردی یه سری هم به وبلاگ دایی ما بزن. اسمش آیین زندگی حرفای قشنگی داره.

saeed

خيلي عالي بود كاشكي قسمت سومش رو هم سريع بنويسي؛خيلي باهالي

وفا

امروز با وبتون آشنا شدم . اکثر مطالبتون رو خواندم . ولی این پست دنباله دارتون در باره خانم حنا واقعا متاثر کننده بود . نمی خوام ادای فرشته های مهربان را دربیارم ولی اصلا خوب نیست که درباره یک عشق قدیمی اینطوری بنویسید. حالتون رو می تونم درک کنم . چون برای خودم هم مشابه مورد شمااتفاق افتاده. به جای انتقام گرفتن از این خانم می تونید براش آرزوی خوشبختی کنید . سخته ولی شدنیه . موفق باشید[گل] با کینه و انتقام زخم های دل التیام پیدا نمی کنه .