دیده

به تصویری موهوم مینگرم

در چشم اژدهایی کرم گونه:

تصویر مردی رو به زوال

بنده ای که پشت به خدایش نشسته

لاشه خوری که منقارش را عطر میزند

چراغی که از آن تاریکی میتراود

کفتاری که گوشت جفتش را نشخوار میکند

و پیله ابریشمی که از آن گرگ زاده شودm.j

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی سلیمی

سلام سنگ صبور غمهام. چقدر زیبا بود کلی حال کردم. درود بی پایان بر تو

اسماعیل

احسنت.....این نوشتت خیلی به دلم نشست..... "لاشخوری که منقارش را عطر میزند.." عالی بود...عالی[گل][دست]

سونیا

پیله ای که ار آن گرگ زاده میشود.. بنده ای که پشت به خدایش کرده..تا جانشین او بر زمین شود..و چراغی که راه به تاریکی میبرد. تشبیهات زیبایی بود..موفق باشید همیشه

آذر یکتا

وای ... ببین این عالیه خیلی خیلی خوبه واقعاً خوشم اومد ... تعابیر جدید و جذابی آوردی «چراغی که ازآن تاریکی می تراود و ...» ممنون به خاطر شعر زیبات [لبخند][گل]

سحر

سرها در گریبان / روزها پر از شر / دلها پر از حرف / دردها پر از غم / دست ها بی مهر / چشم ها پر از فریب / قلبها شکسته / فکرها همه دروغ / انسانیت فقط وهم / آبیها در خواب / جامها شکسته / و عشقها پر از فقر عمیق سرودی دوست من[دست]

دریا

واقعا" عالی نوشتید

دریا

سلام من از شاگردهای استاد بحرایی هستم تو وبلاگ ایشون آدرس شما رو دیدم[لبخند] وبلاگ پر محتوایی دارید موفق وپیروز باشید یا حق

دریا

سلام من از شاگردهای استاد بحرایی هستم تو وبلاگ ایشون آدرس شما رو دیدم[لبخند] وبلاگ پر محتوایی دارید موفق وپیروز باشید یا حق

دریا

وبلاگ برای اساتیده ما حالا حالاها باید شاگردی کنیم[لبخند] اتفاقا"اون روز متوجه شما شدم [چشمک]پیروز باشید وموفق یا حق